بايزيد بيات
8
تذكره همايون و اكبر ( فارسى )
از امراء مرزا عسكرى بود تاخته رسيده خبر كرد كه مرزا عسكرى رسيد - ايشان را فرصت آن نشد كه نواب شهزادهء عالميان جلال الدين محمد اكبر مرزا را به خود همراه سازند - و حضرت مريم مكانى كه والدهء مرزا باشند و خواجه معظم برادر مريم مكانى مذكور و مير قالى و مقصود بنگالى و خواجه عنبر و بعضى ديگر از خدمتگاران گرفته به حضرت ملحق شدند - و لحظهء ديگر مرزا عسكرى رسيده شاهزاده عالميان را گرفته متوجه قندهار شدند - و حضرت متوجه خراسان و عراق گشتند - در اندك زمانى از آب هلمند « 1 » عبور فرموده در ولايت سيستان در لب كول كه درياى هلمند در ان جا در مىآيد امّا معلوم نيست كه از كجا بيرون مىرود نزول نمودند - و در ان منزل چند روز مقام فرمودند - و احمد سلطان شاملو كه حاكم سيستان بود با توابع خود آمده ملازمت نمود - چند روز به جهت شكار قشقلداغ « 2 » سوار شده كه به تركز شكار ميكنند توقف فرمودند - و زورق را به زبان سيستان طوطى گويند - و احمد سلطان هرروز چند رنگ طعام لايق مهيّا نموده با شيره و شربت و ميوهاى گوناگون آورده مىكشيدند كه زياده
--> ( 1 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 204 « آب هيرمند » براى مزيد تحقيق ببينيد ترجمه اكبرنامه از بيورج جلد اول صفحه 415 و نو ؟ ( 1 ) * ( 2 ) در اصل كتاب « قشقله داغ » نوشته و قشقلداغ بمعنى مرغابى است - ببينيد اكبرنامه صفحه 204 و ترجمه اكبرنامه از بيورج جلد اول صفحه 415 نو ؟ ( 3 ) و تركز بمعنى نيزه است *